Showing posts with label آرزو. Show all posts
Showing posts with label آرزو. Show all posts

Sunday, November 30, 2008

بهنامه


آن دم که تکیه زدی بر در ویرجینیا
نظری افکن بر روز خورشید و رئیس اینا

حاشا و کلا که مروی براه خلاف ای بهنام
میفتی در کوچه خلوت غربت به دام سیه فام

همه امید و آرزو دیدار قریب بهرک است
گرچه عمر این گلستان بسیار کوتاه و اندک است

شاد و خندان سیمای تو در خاطر باقی
هرکجا روی یاد تو در دفتر احساس ساقی

خورشید را دگر سخنی با تو نیست ای بهنام
جز آرزوی سلامت بهرک در کارنام

تقدیم به دوست خوبم بهنام

Sunday, February 12, 2006

آرزوی مرگ


آرزوی مرگ
گرچه سخت است دل کندن زین دیار ........ گرچه جایز نیست کردن خود را فنا
گرچه دلهاست بی غرض بر من وفا ..... گرچه جانهاست هر نفس بر پایم فدا
جای من نیست در این دنیا ای خدا ............... جان من بستان و آزاد ساز مرا

Saturday, December 31, 2005

از آرزو تا خاطره


از آرزو تا خاطره
خیلی سخته که آدم بخواد به همه آرزوهاش برسه
ولی همین که برای رسیدن بهشون تلاش کنه هم لذت بخشه
ولی شیرینیش فقط همون یک لحظه ای هست که بهش می رسی
بعدش دوباره اون برات میشه یه خاطره مثل خیلی های دیگه
باید قدر خاطره هامونو بیشتر بدونیم و هیچوقت از یادمون نبریمشون
درسته که بدون آرزو و هدفهای جدید و بلندتر زندگی معنا نداره
ولی خاطرات و گذشته شیرین به آدم روحیه میده
هر چند که شاید باز هم افسوس تکرارشو بخوریم