Monday, February 1, 2010

No More Sorrow


گمشده ای در میان دروغ ها
تاریکی حیران در بین فروغ ها

عکس روبان داری در قاب
دنباله دار آرزومندی ناب

چنان قرض کرده زمان
چنین معامله با جانان

خیانت حلقه زده بر گریبان کینه
زبان در کام، نفس حبس در سینه

پایان ساحت جولان
مرگ تدریجی بی فغان

آخرین فرصت تکرار اشتباه
اشک سوخته در تمنای یک آه!


Saturday, January 9, 2010

صبحی دگر



این مه چه خیالی است که همه فکر خورشید در آن است
وین عشقش چه سمائی است کز هر سو بی کران است

---

دلاکهدنبالرضایخاطرديمنباشد
چراکهخندهاشباعثخندهمنباشد

گرآزارمخیالمهماناخویشآزردهام
چراکهگریهاشباعثگریهمنباشد

---

ساعت قلبم بدست تو هرگز نخوابد
گر نگاه نافذت هردم برش بتابد



Monday, November 30, 2009

خوشا آن دلداری که داند




موفقترین انسانها کسانی هستند که بیشترین شکستها را در زندگی خورده اند!

هرکه درین دنیا نان عقل خویش خورد. خوانندگان هریک نان را با عقل خویش به چیزی تفسیر کنند، ما نیز نان عقل خویش خوریم!

آن فلسفه ای که نتواند خود را اثبات کند محکوم به مرگ است، و آن فلسفه ای که نتواند کسی محکومش کند قائم به حیات است، ولی حیاتی که خود سرانجامش مرگ است!

آن زیبای خفته را بیدار کنید که عمر زیبای ظاهرش همین دو سه روزست و بس. بیاموزیدش کانچه مانده ست زیبایی انسانیت درون بوده و بس!


Saturday, November 7, 2009

این چه خیالی ست



این چه خیالی ست در آن بوسه یارم جفاست
این چه وصالی ست دران فرصت اندک فناست

این چه زوالی ست که جان دادن دران نابجاست
این چه شمالی ست که رفتن آن پر ماجراست

این چه نهالی ست که هنگام زم هم نونواست؟
این چه سوالی ست کان آتش عشقی باوفاست

این چه ملالی ست کز دوری، دل عاشق فداست
وین خیالیست کهمه زلفش، ساده و بی مدعاست


با الهام از رباعی معروف حکیم عمر خیام
این چه جهانی ست که نوشیدن می نارواست
این چه بهشتی ست در آن خوردن گندم خطاست
خوشمداوی

Saturday, October 31, 2009

کمانگیر عرش



آرش تو همانی که کمان عقل خویش سوی هدف ساز کنی
امید کز رفیق راه مدرسه خویش یادی باز کنی

گرچه سخن راندی از برای دوست مقابل بعضی کسان
لکن همچنان بماند مهرت نزد یاران در این خزان

گرچه برفتی تنها در دیار غربت سوی سرنوشت خویش
خوش باد که بزودی بینی کانجا هم-بهشت خویش

با آرزوی سلامت و پیروزی دوست گلم آرش


Tuesday, October 27, 2009

من و تو


تو مهینی تو رحیمی تو خیالی بی رقیبی
من نیازم من فرازم خورشیدی در التماسم

تو سکوتی تو علوّی تو خود نطفه ی عشقی
من شلوغم من هبوطم من چنگ در دل اندازم

خوشمداوی

Sunday, October 11, 2009

غایة ایمان



غایة ایمان
با صد دسته گل زیبای عریان، هر دم نشوی از رهش خارج
به هر بوسه ماهانش، یادی کنی از او، من باب مخارج

به مناسبت بزرگداشت خواجه حافظ شیرازی